
این چند وقت که زندگیمون رنگ ارامش گرفتهخیلی با ارامش بیشتری میتونیم باهم صحبت کنیمو وقتایی که باهم وقت میگذرونیم واقعا خوش میگذرهمن علاقه شدیدی به درست کردن مواد غذایی فریزری دارم و اطرافیانم همیشه بهم سفارش میدناقای میم همیشه جور سفارشات منو میکشهمثلا این سری ۸ کیلو مایه فلافل باید درست میکردمتمامشو برام چرخ کرد دو دور،اکثر ظرفاشم برام شست و خریدای بیرونمم انجام داداز این همراهی کردن و پایه بودنش واقعا خوشم میادفکر میکنم بعد از یکسال زیر سقف رفتن و دوسال و نیم از شروع آشناییزندگیمون رنگ و بوی د...
ادامه مطلب
ما اکثر روزا باهم دیگه خوبیم یا اگر بحثی باشه انقدر کوتاهه که زود حل میشهاما روزایی که من تعطیلم و اقای میم باید بره سرکار هرروز یک بحثی هست که صبحا باید شروع بشه و تا اخرشب اعصاب من بهم ریخته باشه!اونم اینکه هرروز صبح مادرشوهرم زنگ میزنه اقای میم رو بیدار کنه از خوابنه یکبار بلکه دو سه بار زنگ میزنه!اوایل به خونه زنگ میزد منم چندبار بیدارشدم با صدای خواب آلود تلفنو جواب دادم گفتم سرکار نیستم و امروز خونمکه بنده خدا خجالت کشید و دیگه زنگ نزد خونهاز اون روز به گوشی اقای میم زنگ میزنهفرقی نداره سا...
ادامه مطلب