بی عنوان!

خرید بک لینک

یه چیزی رو میدونستید؟

دوست من اصالتا اصفهانیه ولی پدر و مادرش ازدواج کردن اومدن تهران،الان که چندین ساله میگذره همچنان دوس دارن برگردن شهرشون

حالا که بچه هاشون بزرگ شدن و هرکدوم زندگی خودشون رو دارن خیلی به برگشت فکر میکنن و حتی کلی دنبال خونه گشتن.

دوست منم رفت اداره و پرسید بهش گفتن انتقالی میدن "با اینکه ما تا هشت سال حتی نمیتونیم محل خدمتمون رو عوض کنیم اما از تهران به شهر دیگه راحت انتقالی میدن"

همه چیز جوره تا سال دیگه که درسمون تموم شد دوستم و مادر و پدرش برگردن اصفهان

علاوه بر اینکه دوستم بره من خیلی تنها میشم،من دیگه هیچ موقعیت و امیدی برای رسیدن نخواهم داشت

داداشش تهران خونه خودش میمونه و تنها زندگی میکنه

حتی الانشم دنبال پوله که هزینه رهن مستاجرش رو بده تا خودش بره خونش زندگی کنه.

میدونستید من اگر توی این یک سال باقی مونده بهش نرسم دیگه امکان رسیدن ندارم..؟

اما نمیخوام با ترس از آینده این حس خوبی که از عاشق شدنم دارم رو از خودم بگیرم

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست..:)

دکتر نوشت...

ما را در سایت دکتر نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 6:46

صفحه بندی